تبليغاتX
 مسافر کویر

مسافر کویر

درد دل کویر

کاش آسمان میدانست!!

درد من چیست

کاش میدانست نیاز من چیست

کاش میدانست به یک قطره باران نیز قانعم...

و ای کاش آسمان میدانست درد دل این کویر خسته و تشنه چیست


 

نوشته شده توسط بابک میرغفاری در ساعت 8:37 موضوع | لینک ثابت


اگر تنهاترین تنهایان شوم..........

باز هم خدا هست.........

او مونس تمام لحظه های من هست..........


 

نوشته شده توسط بابک میرغفاری در ساعت 0:14 موضوع | لینک ثابت


زندگی

ساحل افتاده گفت:«گر چه بسی زيستم


هيچ نه معلوم شد آه كه من كيستم»


موج ز خود رفته ای، تيز خراميد و گفت:


«هستم اگر می روم گر نروم نيستم»


 

نوشته شده توسط بابک میرغفاری در ساعت 22:30 موضوع | لینک ثابت


حسین پناهی

خورشید جاودانه می درخشد در مدار خویش

 

ماییم که پا جای پا خود  می نهیم و غروب می کنیم

 

هر پسین

 

این روشنای خاطر آشوب در پهنای افقهای تاریک دوردست

 

نگاه ساده فریب کیست که  همراه با زمین

 

مرا به طلوعی دوباره می کشاند؟

 

ای راز

 

ای رمز

 

ای همه روزهای عمر مرا اولین و آخرین

 

 

 

 


 

نوشته شده توسط بابک میرغفاری در ساعت 0:37 موضوع | لینک ثابت


خدا در کویر

درانتهای هر سفر

 

در آیینه

 

دارو ندار خویش را مرور می کنم

 

این خاک تیره این زیمن

 

پاپوش پای خسته ام

 

این سقف کوتاه آسمان

 

سرپوش چشم بسته ام

 

اما خدای دل در آخرین سفر

 

در آیینه به جز دو بیکرانه کران

 

به جز زمین و آسمان

 

چیزی نمانده است

 

گم گشته ام؟کجا

 

ندیده ای مرا

                            [مرحوم حسین پناهی]

 


 

نوشته شده توسط بابک میرغفاری در ساعت 2:17 موضوع | لینک ثابت


پشت دریاها

قایقی خواهم ساخت

خواهم انداخت به آب

دور خواهم شد از این خاک غریب

که در آن هیچ کسی نیست که در بیشه عشق

قهرمانان را بیدار کند.

 قایق از نور تهی

و دل در آرزوی مروارید

همچنان خواهم راند.

نه به آبی ها دل خواهم بست

نه به دریا- پریانی که سر از آب به در می آرند

و در آن تابش تنهایی ماهیگیران

می فشانند فسون از سر گیسوهاشان.

همچنان خواهم راند.......

 


 

نوشته شده توسط بابک میرغفاری در ساعت 21:9 موضوع | لینک ثابت


سال نو مبارک

نوروز اين قابليت را دارد که روز نو، روزيِ نو، سال نو و انساني نو ايجاد کند.

نوروز پيوند ما با گذشته وريشه هاي ماست . 

 نوروز تنها فرصتي براي آسايش، تفريح و خوشگذراني نيست، نياز ضروري جامعه، خوراک حياتي يک ملت نيز هست...


 

نوشته شده توسط بابک میرغفاری در ساعت 0:21 موضوع | لینک ثابت


او....

نه قومی برگزيده دارد و نه با زبان ويژه ای برای کسانی وحی می فرستد و نه گروهی از آفريدگان خويش را مامور کشتار گروهی ديگر می کند و نه خودش شبانه چند هزار نفر از بندگانش (فرزندان مصريان) را از میان می برد و نه بابت لغزشهائی که خودش برای اين بندگان خواسته است آنها را بسوی آتش و مار و عقرب به جهانی ديگر روانه می کند.
او دستگاه بيکران آفرينش را برای زمين ما که ذره ای ناچيز در اين دستگاه است نيافريده، بلکه او جوهر راستی و سرآغاز راستی است. او به هستی آورنده خرد و آغاز و پايان نظامی است بنام « اشا» که ميلياردها کهکشان را با ميلياردها خورشيد آنها را از ميلياردها سال پيش با خرد بيکران خود در گردش دارد. است.
او برتر و پاک تر از آن است که ما او را درگير مسائل فرومايه زندگی چند انسان گمراه بکنيم. او اهورا مزداست. او خوشبختی و شادی و شکوفائی را برای جانداران اين زمين آفريده .او آزادی گزينش را آفريده تا انسانها بتوانند راه و روش وشيوه زندگی خود را بدلخواه خود گزينش کنند.او آرامش را آفريده تا مردمان زندگی اسوده داشته باشند. او انديشه نيک را آفريده تا زنان ومردان را به سوی بخش پرفروغ زندگی راهنمائی کند. او چيرگی به خود را آفريده تا مردمان را از لغزشهای نا خواسته زندگی دور نگاه دارد. او تکا مل و رسا ئئ را آفريده تا مردمان هر روز، هم خود و هم اين جهان را تازه تر و نوتر کرده و پيشرفت دهند. و سر انجام او جاودانگی را آفريده تا زنان و مردانی را که با او در روند آفرينش همکاری کرده و در خوشبخت کردن خود و ديگران و اين جهان گام برداشته اند در «سرای مينوی سرود»، جاودانه با فروغ خود و در فروغ خود روشنی بخشد.
او هيچگاه آفريده گان خود را «بنده و برده» خود نناميده بلکه هميشه آنها را « دوست و همکار» مینامد. دوست وهمکار برای بهتر کردن و خوشبخت کردن اين کره که ما انرا زمين میناميم.
اين نيک بختی استثنائی ايرانيان بود که اين آئين بی همتا از سرزمين آنها بر خيزد تا به تمام جهان نور بيافشاند.


بود مردمي کيش و آيين ما         نگيرد خرد ُخرده بر دين ما
بياريم باز آب رفته بجوي               مگر زان بيابيم باز آبروي
(فردوسي)


 

نوشته شده توسط بابک میرغفاری در ساعت 0:25 موضوع | لینک ثابت


پیش از آخرین اذان

آدمها همه معمارند ، معمار مسجد خویش.

نقشه این بنا را خدا کشیده است.

مسجدت را بنا کن، پیش از آنکه آخرین اذان را بگویند


 

نوشته شده توسط بابک میرغفاری در ساعت 23:49 موضوع | لینک ثابت


This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting